2 آبان
|
24 اكتبرسال 91 پيش از ميلاد «ارو رو باز» نماينده ايران در مذاكرات با امپراتوري روم كه در دادگاه به اعدام محكوم شده بود در ميدان بزرگ شهر تيسفون (مدائن) در ملاء عام اعدام شد .
|
3 آبان
|
25 اكتبرسال 449 پيش از ميلاد درشهر شوش ميان دولت ايران و رئيس هيات اعزامي اتحاديه يونانيان معاهده اي امضاء شد كه به موجب آن اين اتحاديه حاكميت ايران برقبرس را به رسميت شناخت و قول به انحلال اتحاديه «دلوس» داد و در عوض دولت ايران پذيرفت كه به شهرهاي يوناني زبان آسياي صغير (شهرهاي ساحلي غربي تركيه امروز، و در آن زمان معروف به ايوني) استقلال داخلي بدهد به اين شرط كه ماليات مقرر را بپردارند و در صورت نياز براي ايران كشتي بسازند و برحسب جمعيت خود سرباز بدهند. مورخان اروپايي اين عهدنامه را به نام رئيس هيات نمايندگي يونانيان «عهدنامه كالياس» نامگذاري كرده اند. |
|
|
|
مورخاني كه روي تاريخ ايران باستان كار كرده اند در اين كه ارشك (اشك يكم) حكمران خراسان كوشش پي گير خود را از اكتبرسال 256 پيش از ميلاد براي نجات ايران آغاز كرده است متفق القولند و دو مورخ آمريكايي ــ ساندرسون و لامبرتون ــ در سال 1900 ميلادي آغاز اين تلاش را 25 اكتبر آن سال اعلام داشتند.
|
5 آبان
|
27اكتبر سال 398 پيش از ميلاد «كونون» ادميرال مشهور آتني با شماري از افسران دريايي آتن كه به ايران پناهنده شده بودند به استخدام نيروي دريايي ايران در آبهاي مديترانه و اژه در آمدند و به تصميم اردشير دوم شاه وقت از دودمان هخامنشي دراختيار «فرنه باز » ژنرال معروف ايران و فرمانده نيروهاي مستقر در غرب و شمالغربي شامل مصر، قبرس، فنيقيه و آسياي صغير قرار گرفتند و به نوسازي ناوگان ايران در اژه و مديترانه كمك بسيار كردند.
|
6 آبان
|
در سال 310 ميلادي كه زمان دقيق آن بعدا 28 اكتبر به دست داده شده است «ماكزتيوس» امپراتور روم كه كشورش دچار دشواري هاي فراوان داخلي بود گزارش محرمانه نماينده سياسي دائمي روم در تيسفون پايتخت ايران را در نشست اعضاي سنا و ژنرالهاي رومي مطرح ساخت. نماينده روم در تيسفون در گزارش خود از ادامه تفرقه ميان درباريان ايران خبر داده بود و تاكيد كرده بود كه زماني بهتراز اين براي تعرض نظامي به ايران و انهدام قدرت آن به دست نخواهد آمد ، زيرا چند سال طول خواهد كشيد تا شاه 17 ساله بر اوضاع مسلط شود. |
7 آبان
|
بيست و نهم اكتبر روز جهاني كوروش (سايرس دي) نام گذاري شده است كه از دير باز پارسيان، يهوديان، دوستداران حقوق بشر و هواداران اداره جهان به صورت ملل مشترك المنافع آن را گرامي مي دارند و رعايت مي كنند. |
9 آبان
|
31اكتبر سال 641 ميلادي شهر اصفهان به تصرف سپاه اعراب مسلمان در آمد. اين سپاه قبلا در نهاوند لشكريان يزدگرد سوم را شكست و او را به شرق ايران فراري داده بود. در جنگ اصفهان (سپاهان) پادگان اين شهر به فرماندهي «استندر» كه موفق به دريافت كمك و نيروي تقويتي از يزدگرد نشده بود كه خود در حال فرار بود شكست خورد.
|
10 آبان
|
|
|
اول نوامبر سال 578 ميلادي دو ژنرال ايراني باشكست دادن سپاهيان روم شرقي «آمد (ديار بکر)» از شهرهاي آناتولي را پس گرفتند. اين دو ژنرال ايراني، «تام خسرو» و «آذرمان» سپس به پيشروي خود در جهت شمالغربي ادامه دادند. تيبريوس دوم كه تازه امپراتور روم شرقي (قسطنطنيه) شده بود وقتي که چنين ديد درخواست ترك مخاصمه كرد و حاضر به پرداخت غرامت شد.
|
12 آبان
|
سوم نوامبر سال 245 ميلادي شاپور اول شاه وقت ايران از دودمان ساساني كه در دوران زمامداري خود ايران را ابرقدرت اول جهان كرد دستور بناي شهر قزوين را صادر كرد .كار ايجاد اين شهر سه سال طول كشيد و در اكتبر( جشن هاي مهرگان) سال 248 ميلادي پايان يافت. نام قزوين از طايفه اي به همين نام گرفته شده و يونانيان و روميان باستان و اينك جهانيان درياي مازندران را به نام اين طايفه درياي « كاسپين » مي خوانند ، زيرا كه منطقه محل سكونت اين طايفه آريايي تا سواحل غربي آن دريا امتداد داشته است.
|
15 آبان
|
واحدهايي از ارتش ايران كه مامور تصرف قسطنطنيه (استانبول امروز) و پايان دادن به حكومت روميان بر گوشه شمال غربي آسيا شده بودند ششم نوامبر سال 608 ميلادي از كوههاي توروس (ترسوس) گذشتند. |
16 آبان
17 آبان
|
پس از پيروزي درخشان ايران در جنگ سال 53 پيش از ميلاد در منطقه حران (كارهه) كه ضمن آن كراسوس از اعضاي سه گانه شوراي عالي رياست بر روم و پسرش كشته و هفت لژيون رومي منهدم شد،«ارد Orod» شاه وقت ايران از دودمان اشكاني به مداخله در امور روم پرداخت و اين مداخلات در جريان جنگ داخلي روميان ( سال 49 تا 44 پيش از ميلاد)برسر قدرت كه مسبب آن سرداران جاه طلب رومي بودند به اوج خود رسيد و شاه ايران هردم از يكي از سرداران حمايت و وعده كمك نظامي و اعزام سرباز مي داد و آتش اختلاف را شعله ور مي ساخت .
|
18 آبان
|
|
|
نهم نوامبر سال 420 ميلادي يزدگرد يكم از دودمان ساسانيان كه رهسپار جنگ و بيرون راندن هون ها از مناطق شمالي ماوراءالنهر بود در محل چشمه سبز (چهل و چند كيلومتري نيشابور) بر اثر لگد اسب كشته شد. وي خود تصميم به رام كردن يك اسب سركش گرفته بود. يزدگرد يكم 21 سال بر ايران سلطنت كرد و در دهه اول قرن چهارم ميلادي شهر يزد را ساخت كه نام وي بر آن نهاده شده است. از كارهاي مهم يزدگرد تحمل اديان ديگر در قلمرو ايران بود. فردوسي در باره واقعه درگذشت يزدگرد يكم چنين سروده است:
|
19 آبان
20 آبان
|
يازدهم نوامبرسال 401 ميلادي سناي روم از اقدام ايران مبني بر دادن آزادي مذهبي به مسيحيان سپاسگزاري كرد که در صورتجلسه مذاکرات آن روز اين مجلس درج شده و باقي مانده است. يزدگرد اول كه در سال 399 ميلادي به سلطنت رسيده بود پس از دريافت درخواست دولت روم مبني بر دادن آزادي انجام آيين هاي ديني به مسيحيان قلمرو ايران، برغم مخالفت موبدان زرتشتي با اين درخواست موافقت كرده بود. |
21 آبان
|
12 نوامبر سال 324 پيش از ميلاد اسكندر مقدوني تصميم گرفت كه برجهانگشايي خود نقطه پايان بگذارد و به همراهانش توصيه كرد كه با دختران بزرگان ايران ازدواج كنند تا ايرانيان آنان را بيگانه ندانند و پس از او از منطقه بيرون نياندازند.
|
23 آبان
|
14 نوامبر 467 ميلادي، پس از سه سال خشكسالي شديد در ايران، ريزش باران آغاز شد كه يك هفته طول كشيد و پيروز ساساني شاه وقت دستور داد كه به اين مناسبت، از آن پس هر سال در چنين هفته اي جشن بگيرند.
|
25 آبان
|
16 نوامبر 1846 را روزي نوشته اند كه «سر هنري راولينسونSir Henry C. Rawlinson» موفق به خواندن خطوط ميخي سنگنبشته داريوش بزرگ در بيستون شد و آن را ترجمه كرد. اين سنگنبشته مربوط به سال 519 پيش از ميلاد (2 هزار و 525 سال پيش) است كه حدود جغرافيايي ايران در آن مشخص شده و «سند مالكيت ميهن ما» بشمار مي رود، تنها كشور جهان كه چنين سندي را دارد. راولينسون از دهه 1830 تلاش خود را براي خواندن كتيبه هاي (خط ميخي) ايران باستان آغاز كرده بود. وي كه بر زبان فارسي مسلط بود قبلا آتاشه نظامي انگلستان در ايران بود و مطالعه تاريخ ايرانيان وي را علاقه مند به ايران كار كرده بود. پيش از او، Grotenfendگروتنفند آلماني دست به چنين تلاشي زده بود ولي موفق به خواندن كامل متون نشده بود و معناي برخي از كلمات را حدس زده بود. راولينسون متوجه شده بود كه كتيبه ها به سه خط نوشته شده اند و از متن ساده تر و كوتاهتر آغاز كرده بود. در اين متن، وي به كلماتي برخورد كرده بود كه در كتيبه هاي ميخي تخت جمشيد و نقاط ديگر ايران وجود داشت و حدس زده بود كه نام هاي خاص هستند و با يافتن حروف مشترك كلماتي چون داريوش، هيشتاسب (نام پدر داريوش)، آريامازس، خشايارشا، پارسو (واو مفتوح = پارسوا)، هخامنشي و ... موفق به خواندن سنگنبشه ها شد كه اوج تمدن، مديريت و دانش ايران باستان را به جهانيان بازتاب داد. آرزوي داريوش در يك كتيبه اش كه اهورامزدا (خداي بزرگ) ايران را از دروغ و خشكسالي بركناردارد، درجهان از اهميت ويژه برخوردار است. شرح ساتراپي هاي ايران سند بپاخيزي مسلحانه تاجيكها (پارس ها) در آسياي مركزي بر ضد استالين در دهه 1930 قرارگرفته بود كه خواهان پيوستن به ايران و افغانستان شده بودند و پدر احمدشاه مسعود از سران اين قيام بود كه بعدا به افغانستان پناهنده شد. در كتيبه بيستون، فرارود يك ساتراپي ايران قلمداد شده است كه تاجيكهاي ساكن آنجا تا به امروز از زبان پارسي و فرهنگ ايراني خود پاسداري كرده اند. راولينسون كه سالها عمر خود را صرف كشف حروف و خواندن كتيبه هاي ايران باستان كرد در سال 1810 در Chadlingtonچادلينگتون انگلستان به دنيا آمده بود و در سال 1895 درگذشت. |
26 آبان
|
با اين كه ارتش ايران به فرماندهي سپهبد «زرمهر» هپتالها را در فرارود (آسياي ميانه) شكستي سخت داده بود، بزرگان كشور در يك نشست محرمانه در 17 نوامبر سال 487 ميلادي تصميم گرفتند كه بلاش، شاه ساساني وقت را بركنار و قباد (گواد = گوات) را بر جاي او بنشانند و اين تصميم (كودتا)، بدون خونريزي عملي شد. بزرگان ايران از مسامحه بلاش در قبال خزرهاي مهاجر به مناطق شمالي درياي مازندران كه ستيزه جويي مي كردند خسته شده بودند. قباد پسر پيروز (شاه اسبق، شاه پيش از بلاش) پس از انتخاب شدن به شاهي، براي نشان دادن شايستگي خود و اين كه بزرگان كشور در انتخاب او اشتباه نكرده بودند شخصا با سپاهي گران به جنگ خزرها رفت و اين قوم را شكستي سخت داد به گونه اي كه بيشتر آنان آواره اروپا شدند و به دين يهود گرويدند.
|
27 آبان
|
در پي كشته شدن يزدگرد يكم شاه ساساني وقت با لگد اسب در نزديكي نيشابور در سال 420 ميلادي، هجدهم نوامبر بهرام پسر او (بهرام گور) خود را بهرام پنجم شاه ايران خواند. شاپور برادر بزرگ بهرام قبلا در يك درگيري كشته شده بود و نرسي برادر مياني، مقام پادشاهي را نمي پذيرفت و بزرگان ايران با شاه شدن بهرام موافق نبودند. يكي از دلايل مخالفت بزرگان اين بود كه مادر او سوشندخت، يك بانوي ايراني يهودي بود. بزرگان ايران (به نوشته مورخان اروپايي: طبقه گرنديز، و يا گراندس) در دوران سلطنت 21 ساله يزدگرد نسبت به پيروان اديان ديگر، بسيار حساس شده بودند زيرا كه يزدگرد وسيعا به مسيحيان قلمرو ايران آزادي مذهبي و اجازه تاسيس كليسا و حتي تبليغ داده بود (يهوديان از زمان كوروش بزرگ از چنين آزادي برخوردار بودند) و موبدان زرتشتي كه با اين همه تسهيلات موافق نبودند او را «يزدگرد گناهكار» مي خواندند. در دوران ساسانيان، روحانيون زرتشتي، سرداران و سالاران ارتش و سران خاندانها را «بزرگان» خطاب مي كردند كه به باور زبانشناسان تاجيك، واژه «گراندس» در زبانهاي لاتين از واژه «گران زا = گرانزاد» پارسي ميانه متداول در «دره زرافشان» گرفته شده است يعني بزرگ و بزرگ بودن، و «بزرگي» در ايران دوران ساسانيان بر پايه ثروت و داشتن سرمايه نبود؛ بلكه معلومات، ايراندوستي و فداكاري در راه ميهن و هموطنان و پيروي راسخ از آيين ايرانيان و علاقه مندي به فرهنگ ايراني ملاك «بزرگي» بود (تقريبا معادل اشرافيت در اروپاي قرون وسطا و جديد تا انقلاب فرانسه، كه سرمايه داران «اشراف» خوانده نمي شدند و بورژوا بودند). |
29 آبان
|
دولت وقت ايران بيستم نوامبر سال 502 ميلادي (زمان پادشاهي قباد ساساني) به دولت روم شرقي (قسطنطنيه) اعلان جنگ داد. اين اعلان جنگ پس از سه اخطار پي در پي به دولت روم که اين دولت در رعايت تعهداتي که به موجب پيمان صلح سال 442 (منعقد شده ميان يزدگرد دوم و تئودور) سپرده بود تعلل كرده است صادر شده بود. در اخطاريه هاي كتبي سه گانه، دولت روم متهم شده بود كه تعمدا در صدد اجراي چند بند از پيمان بر نيامده و تاكيد شده بود كه ادامه تعلل رومي ها، پيش از آن تحمل پذير نخواهد بود. در پي اين اعلان جنگ، واحدهاي ارتش ايران چند منطقه از قلمرو روميان ازجمله شهر تئودوراپوليس را تصرف كردند كه آناستازيوس امپراتور تازه روم درخواست ترك مخاصمه كرد. پيمان صلح سال 442 ميلادي در پي تجاوز روميان به قلمرو ايران در قفقاز و شكست آنان در منطقه «دربند» از ارتش ايران امضاء شده بود. تئودور امپراتور وقت، معروف به تئودور بزرگ عذر آورده بود كه هدف نيروهاي رومي جلوگيري از ورود اقوام مهاجم از آسياي مركزي بود، نه تصرف «دربند» قفقاز متعلق به ايران. طبق قرارداد سال 442، دولت ايران پذيرفته بود كه در قبال دريافت پول از دولت قسطنطنيه، مانع از تعرض مهاجران آسياي مركزي به قلمرو روميان شود. |
30 آبان
|
21 نوامبر سال 488 ميلادي ، درست 1360 سال پيش از انتشار « مانيفست كمونيست » از سوي كارل ماركس ، مزدك عقايد اقتصادي ــ اجتماعي خود را كه نوعي سوسياليسم بود اعلام داشت و ترويج آن را آغاز كرد . مزدك پسر بامداد كه يك روحاني زرتشتي بود از شهر استخر فارس ( شيراز ) بود مدعي شد كه اين عقايد تفسير درست آموزشهاي زرتشت است كه هدفي جز نيكبختي بشر ندارد و زماني اين نيكبختي تحقق خواهد يافت كه برابري انسانها تامين شود . از اوايل قرن 19 كه عقايد مزدك مورد تحليل و تفسير انديشمندان و مورخان بزرگ قرار گرفت روز 21 نوامبر براي روشنفكران چپ ، روزي گرامي بوده است . |
